جشن سال نو در مهد کودک
سلام به همه ی دوستای ناز خودم امروز عسل جونم توی مهدشون جشن گرفته بودن عسل چند روزی بود که همش منتظر امروز بود یعنی روز جشن. امروز هم مثل همه ی روزها خودش ساعت 7:50 دقیقه از خواب بیدار شد و با یه لبخند ناز و دوست داشتنی اومد بغلم. آخ که چقدر عشقه این دختر. بخدا سر صبح بهم خیلی خیلی انرژی میده. فدات بشم من دختر نازنینم. نور چشمم. منم زودی بیدار شدم و یه صبحونه برای عسلم آماده کردم و دختر گلم هم نوش جان کرد. قبل از آماده شدن با عسل یه بار دیگه شعری که قرار بود توی مهد بخونن تمرین کردیم. بعدشم آماده شدیم و موهاشو هم خرگوشی بستم . هوا هم که بارونی بود. پالتو شو هم تنش کردمو شاد و خ...
نویسنده :
♥ بــابــا و مــامــان ♥
22:53









